حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 113

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

نشسته فرار كند ) بعد از اينواقعه آن قسمتهاى قشون ايرانهم كه دليرانه جنگ ميكردند متزلزل گرديده فرار نمودند عدّه سپاهيان داريوش را در اين جنگ ششصد هزار نوشته‌اند در جزو اين عدّه سى هزار يونانى اجير بودند و اينها بعد از متزلزل شدن سپاهيان ايرانى مدّتى پافشارى كرده و مرتّبا به طرف كوه رفته مواقع محكمى گرفتند و مقدونيها جرئت نكردند آنها را تعقيب نمايند - يكى از جهات شكست قشون ايران را از اينجا ميدانند كه چون ميدان جنگ بين دريا و كوه واقع و تنگ بود عدّه زيادى از لشگر ايران به كار نيفتاد و سواره نظام ايران نتوانست عمليّات كند پارمن‌ين « 1 » يكى از سردارهاى اسكندر چادرهاى داريوش را كه مادر و زن و دختر و خواهر او در آن بودند با غنائم بسيار تصرّف كرد و داريوش در اثر اين شكست تكليف صلح باسكندر نمود شرايط صلح اين بود : 1 - ايران ده هزار تالان ( دوازده ميليون به پول حاليّه ) بپردازد 2 - تمام ممالك از دجله تا درياى مغرب و بحر الجزاير به مقدونى واگذار شود 3 - داريوش دختر خود را باسكندر بدهد و او در ازاى اين گذشت‌ها صلح نموده خانواده داريوش را مسترد دارد اين شرايط را اسكندر نپذيرفت و گفت كه اسراء و غنائم و غيره بر اثر فتح متعلّق به او ميباشند امّا در باب صلح بايد خود داريوش نزد او رفته درخواست آن را بنمايد پس از آن اسكندر به طرف جنوب براى تسخير سوريّه حركت كرد « 2 » و ليكن شهر صور و غزه مدّتى با او جنگ كردند اوّلي هفت ماه قشون مقدونى را معطّل نمود و بالاخره اسكندر از اين راه بهره‌مندى يافت كه قسمتى از كشتيهاى فينيقى بعد از مشاهده ضعف ايران فرار كرده به طرف اسكندر رفت

--> ( 1 ) - PARMENION ( 2 ) - نوشته‌اند كه اسكندر در باب شرايط با دوست خود پارمن‌ين شور كرد او گفت اگر من بجاي تو بودم قبول ميكردم اسكندر در جواب گفت اگر منهم بجاى تو بودم قبول ميكردم .